خرید بک لینک

درباره سایت

بدون عنوان!

امکانات وب

_: بی اعتنا؟ اوه نه من اصلا منظورم این نبود که شما بی اعتنا بشوید ،مکاتبه چیزی نیست که آدم به آن بی اعتنا شود!_:شما دارید از نامه ی تجارت حرف میزنید ،من منظورم نامه ی دوستانه است!جان نایتلی با خونسردی

برچسب: نویسنده: نگار صالحی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:49

عرضم به حضور مبارکتون که ساعت دوروبرای ده صبح و صدای منو (البته افکار منو ) از روی تخت زیر پتو میشنوید!یه ساعته بیدارم ولی اصلا نمیتونم از این حالت خارج بشمفردا امتحان طراحی ساخت دارو دارم (بسی سخت و

برچسب: نویسنده: نگار صالحی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:49

طبیعیه خب...وقتی یک بار بیشتر به دنیا نمیای،وقتی یک بار بیشتر زندگی نمیکنی،یک بار بیشتر ۱۸ ساله نمیشی ،یک بار بیشتر ازدواج نمیکنی،یک بار بیشتر تموم چیزای این دنیا رو تجربه نمیکنی .....خییییلی طبیعیه ک

برچسب: نویسنده: نگار صالحی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:38

اون چیزی که درواقع به زندگی آدمها معنی زندگی میده دوست داشتنه به نظرم!اون چیزی که اصلا بخاطرش این همه رسول و پیام رسان و پیشوا فرستاده شده،اون چیزی که خدا اسمش رو دین گذاشته ،اون هدف مهمی که آدم بخاطر

برچسب: نویسنده: نگار صالحی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:38

داشتم سعی میکردم (فقط سعی ) که اخلاق چندین ساله ام رو عوض کنم و بتونم شاید شب ها رو یه کمی بخوابم ولی نشد! نمیشه یه وقتایی ( که شامل همیشه هست توی زندگی من)...یه وقتایی فکر آدم خیلی درگیر میشه!درگیر

برچسب: نویسنده: نگار صالحی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:38

آسمون اینجایی که من هستم الان مثل شبای اواسط دی ماه مرجانی شده! انگار قراره برف بیاد!چند سال پیش وقتی ۱۶ سالم بود با دوستای مدرسه ام رفتیم تبریز ( بهترین سفر دوستانه ایی بود که رفتم تا به امروز) با ای

برچسب: نویسنده: نگار صالحی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:38

وقتی یه قولی به خودت میدی همه ی اتفاقات روزانه ات دست به دست هم میده تا بهت فشار بیارن و بزنی زیرش دانشکده طبق روال هر ساله اش نمایشگاه کتاب راه انداخته ،توی خیابون و پاساژی که رفت و آمد من توش نسبتا

برچسب: نویسنده: نگار صالحی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:38

میگن از خوشبختی هاتون ،خوش شانسی هاتون جایی چیزی نگید!میگن کاری نکنید که کسی از خوشحالی شما ،به خوشبختی شما ،به لبخند شما حسرت بخوره!من در طول زندگیم فقط و فقط همین یک بار این حس رو داشتم که دلم خوا

برچسب: نویسنده: نگار صالحی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:38

به نظرم مرگ بیشتر از اینکه موضوع ترسناکی باشه ،عجیبه!عجیبه که همه میدونن هر لحظه ممکنه بمیریم ولی بازم اگر سراغ کسی از اطرافیان یا خودمون بیاد غافلگیر میشیم!عموی بابا مرد ( به راحتی و سرعت همین جمله ی

برچسب: نویسنده: نگار صالحی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:38

......« کیف یک زن دیگه!

خونه ی یک زن دیگه ،

شوهر یک زن دیگه ،

یه آدمی هست که بخاطر اینکه دلش میخواد چیزای یه آدم

دیگه رو داشته باشه همیشه بدبخت می مونه!»......

#the heirs

برچسب: نویسنده: نگار صالحی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:38

فایده نداره!

انقدر باید از اول شروع کنم تا بلاخره شبیه اونی که من میخوام بشه!

یه جای کار میلنگه و من هیچ چاره ایی جز درست کردنش ندارم !

#start over

پ.ن:

میگن مشکل از اینجاس که من میخوام همه چیز تحت کنترلم باشه!

نه واقعا...

الان دیگه تحت کنترل بودنم زیاد مهم نیست ،فقط میخوام که خوب باشه ...همین!

برچسب: نویسنده: نگار صالحی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:38

......« وقتی تصمیم گیری برات سخته،نمیخواد به آینده فکر کنی!

فقط به فردا فکر کن!

فکر کن فردا میخوای چکار کنی!؟

اونوقت به یه جواب کاملا متفاوت میرسی !

بعضی وقتا که میبینی شجاعت انجام کاری رو نداری ،پیدا کردن یه بهانه برای انجامش ،راه حل خوبیه!»........

# heirs

برچسب: نویسنده: نگار صالحی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:38

صفحه بندی